سیب...
تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب الوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد بخاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من ارام ارام خش خش گامهای تو تکرار کنان میدهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا باغچه ی کوچک ما سیب نداشت گر گناه من ان است که تو را دوست دارم بعد از این بیشتر از پیش گناه خواهم کرد پی نوشت :من و محسن ۱۳ مهر ۸۷ کنار هم .... هستیم ....واسمون دعا کنین !همین ! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوبلاگ جدیدم :http://aghaha-khanomha.blogfa.com/
تو به من خندیدی و
نمیدانستی من به چه
دلهره از باغچه ی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب الوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد بخاک
و تو رفتی و هنوز سالهاست
که در گوش من ارام ارام
خش خش گامهای تو تکرار کنان
میدهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا
باغچه ی کوچک ما سیب نداشت
گر گناه من ان است که تو را دوست دارم
بعد از این بیشتر از پیش گناه خواهم کرد
پی نوشت :
من و محسن ۱۳ مهر ۸۷ کنار هم .... هستیم ....
واسمون دعا کنین !
همین !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وبلاگ جدیدم :
http://aghaha-khanomha.blogfa.com/
+نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت1:5 PMتوسط ۞ سوشیانت ۞ | |
تعطیل شد !!!
ღღ
گل يخ داستان آشنایی ما دو تا خاطرات من Design by : bahar 20