تبليغاتX
تعطیله !!!!!!!!!

تعطیله !!!!!!!!!

من رفتمممممممممممممم !!!!!!!!!1

 

"عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي ، پائيز بهاريست که عاشق شده است ... زرد است که لبريز حقايق شده است ... سرد است که با درد موافق شده است"

 سلام به همه دوستای گلم !Flower

موضوع زیادی واسه آپ کردن نداشتم ولی خب من دلم واسه اینجا تنگ میشه

 نمی تونم اینجا نیام ننویسم !

اول یه خبری بگم اونم اینکه محسن قراره بزودی بیاد و توی نوشتن وبلاگ

کمکم کنه و اونم خاطره هامونو بنویسه ! تلفن خونشون ۳-۴ ماهی هست که

 قطعه اونم تقصیر ما دوتاست که اونقدر حرف زدیم که رقم قبض تلفنشون

نجومی اومد ! و بعد هم دیگه بابا خان پول ندادن و تلفن قطععع شد

حالا محسن تصمیم گرفته ADSL بخره که راحت بتونه نت بیادYah و

دلیل مهم ترش اینه که :

من اینجا میام می نویسم و چغولیش رو می کنم و میگم به حرفش گوش میدم

اما گوش نمی دم واسه همین محسن هم تصمیم گرفته بیاد اینجا چغولی منو

بکنه تا من بچه خوبی بشم به حرفاش گوش کنم !

و دیگه اینکه خونه ی محسن اینا عرووووسیهماچماچ

عروسیه داداششه !

و این علوسی بسی بسیار نکته دارد ! نکته اش اینه که آقا داداش محسن

و زن داداشش Hippie هم مثه ما بودن یعنی با هم دیگه دوست بودن whistlingحالا

علوسی می خوان بکنن ! rose

منم دلم می خواد برم علوسیشون ! تازه دعوت هم دارم ولی من برم اونجا بگم

کیم ؟؟؟feeling beat up  تعجب feeling beat up محسن هم این روزا خیلی سرش شولوغه همش خونشون

 مهمون میاد میره واسه همین اسمس بازی و حرف زدن به کل تعطیله

من باید برم بازی خودمو بکنم !  چون اگه محسن گوشی دست بگیره همه

 دعواش می کنن  !!!!!

منم هم که خودم اصلا این چند روز خونه نبودم همش خونه مادربزرگم بودم آخه

از کربلا اومده همش اونجاییم تازه اونجا گوشی من خط نمی ده

من اونجا سرم شلوغه و خط نمیده محسن هم خونشون اصلا نمی تونه !

تازه کارای پروژه ام هم هست که هنوز تموم نشده امروز هم استاد زورکی

گفت بیا یه ارائه ی کلی بدی ! منم رفتم اونجا کلی از خودم سر هم کردم گفتم

تازه دید هی یادم میره گفت اشکالی نداره که روی برگه هات نگاه کنی !

ولی خب خداییش خیلی خوب گفتم نسبت به بقیه بچه ها Hippie

الن هم توی سایت دانشگاه دارم آپ می کنم اینجا خیلی شولوغههه

ولی خب من چون یه کمی اینجا مسوولم ظهر که همه رفتن خودم کلید

می گیرم میام تهناییی می شینم اینجا توی نت پرواز می کنم Balloons

از دو هفته دیگه هم که امتحانات شروع میشه و دیگه خیلی کم می تونم بیام

آخه من که در طوووول ترم درس نخوندم هورازبان پس باید حسابی درس بخونم

چون محسن داشت از اصفهان می رفت ازم قول گرفته که خوووب درس

بخونم مژه تا خانوم روانشناس بشم Hippie

دیگه اینکه ....

عکس سوغاتی که مادر بزرگم واسم آورده رو گذاشتم توی ادامه مطلب

و عکس MBL که گردنمه و آویز عقیقی که محسن از مشهد چند وقت پیش

 واسم اورد (البته این آویز نذر سلامتیمه )

 

Heart Smileپی نوشت Heart Smile :

دلم واسه لیلی جونم یه ذره شده  از وقتی که اون داماد نامرد بی شعور

آشغال بی تربیت .... (خب خیلی نامرده بیشتر از این حقشه )

از صفحات وبلاگش با محسن پرینت گرفت و داد به خانوادش دیگه فکر نکنم

محسن و لیلی از هم خبر داشته باشن !

تازه همش گوشیه لیلی خاموشه  و هیچکدوم از بچه ها ازش خبر ندارم

لیلی جونم کاش میشد دوباره مثه قدیم بشه و بتونی راحت با عشقت حرف

کاش این جوری قداست عشقت رو زیر سوال نمی بردن

 

 


ادامــه مــطــلــب

+نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت10:9 AMتوسط ۞ سوشیانت ۞ | |